تبليغاتX
بگذریم


فكر مي كردم امروز با بقيه ي روزها فرق داشته باشه...لااقل يه فرق كوچولو،اما...

راستي 88/8/8 براي شما با بقيه ي روزها فرق داشت؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 19:19
توسط مریم بابایی موضوع: |


از آن دست آدمهايي بود كه براي هميشه مي توانستم چهره اش را به خاطر بسپارم،مردي با هيكلي درشت و تنومند،همراه صورتي با موهاي در هم بر هم كه تراكم مو گونه ها و گردن را هم پوشانده و با موهاي چرب و بهم چسبيده ي سر  تزئين شده بود.پيشاني رنگ برگشته! قيافه ي عبوس و كت و شلواري كه در طرح و رنگ با هم غريبه بودند،بيشتر از آنكه جلب توجه كنند مرا به فكر فرو مي بردند.سعي كرده بود خوشبو باشد،اما عطري كه استفاده كرده بود اين توانايي را نداشت تا بر بوي تند عرق تنش غلبه كند.چيزهايي كه مي ديدم برايم خيلي جالب بود،چرا كه همه ي اين مشخصات منحصر به فرد،متعلق به كسي نبود جز جناب آقاي دكتر......مدير بخش....................كه در بدو ورود به جلسه صحبتهاي خود را اينطور آغاز كرد:"اولين نكته اي كه ما بايد به آن توجه كنيم بحث زيبايي و زيبا سازي شهرمان است"!


+ نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 13:59
توسط مریم بابایی موضوع: |

تنگ است دلم،بيشتر ازآنچه كه بايد.شايد بخاطر آمدن پاييز باشد،شايد هم بخاطر هجوم خاطراتي از پاييز.هر چه كه هست،غمي افسرده رها نمي كند اين دل تنگ را ومرا دور مي كند از اين دنياي مخوف....روزها شتاب گرفته اند براي نزديك شدن به پنجمين ترم تحصيلي.آماده ي درس خواندن نيستم.هر چند اين ترم هم آوار 22 واحد را روي سرم خراب كرده ام،اما مي دانم كه از سر ميل ورغبت نيست.از سر اجبار است.اجبار براي اينكه باز گم شوم در ميان انبوه كتابها و جزوه ها.براي اينكه حجم زياد درس وكار،يادم نياورد روزگاري،تمام دلخوشي ام تنها يك لبخند بود و نگاهي از سر حوصله....تنگ است دلم و چقدر گذر زمان خوب است كه گاهي مرهم مي شود بر روي دلتنگي و گاهي غبار بر روي نامردي ها وبي تفاوتي ها.اصلا خاصيت زمان همين است،مي گذرد تا تو هم بگذري از هر آنچه كه دوست داشتي و هر آنچه كه مي خواستي.بگذري از آدمهاي كه فقط شبيه آدم هستند و اداي آدمها را در مي آورند.بگذري از احساسي كه نه كوچك بود و نه بازيچه،اما هم كوچك شد و هم بازيچه.ولي گذر زمان منطق عقيده و انديشه را نمي تواند عوض كند.اگر صد سال ديگر هم بگذرد باز هم مي گويم،انسان بدون عشق مي تواند زندگي كند اما با شك وترديد و دو رويي هرگز........بگذريم


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 22:52
توسط مریم بابایی موضوع: |

begzarim

مریم بابایی

begzarim

http://begzarim.blogfa.com

بگذریم

بگذریم

بگذریم

بگذریم

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog